جولی اسمیتسون در دوران دبیرستان و حتی زمانی که دانشجو بود، هیچگاه همرنگ جماعت نمیشد. معلمانش همیشه از خلاقیت و علاقهی او در انجام هر پروژهای که بر عهده میگرفت، متحیر بودند. او آنقدر پرانرژی بود که میتوانست در مدت زمان تعیین شده، چندین کار را با هم به اتمام برساند.
جولی پس از فارغالتحصیل شدن از کالج، در یک شهر بسیار مهم، بهعنوان مامور خرید بخش نوزادان یک فروشگاه مشغول به کار شد. او پس از سه سال، تصمیم گرفت تا به شهر خودش برگردد. کارفرمای او از پذیرفتن استعفایش امتناع میکرد چرا که جولی، کارهایش را با کیفیتی بالا انجام می داد.
او پس از بازگشت به وطن، در شغلهای مختلفی بهعنوان فروشنده کار کرد اما یکی از رویاهای جولی داشتن یک فروشگاه لباس بود چراکه میخواست خودش، رئیس خودش باشد. پدرش برای او مقداری پول فراهم کرد تا کارش را شروع کند اما با این حال، او مجبور شد مبلغی را از بانک وام بگیرد. از آنجا که منطقهی آنها درحال رشد بود، خانوادههای جدیدی شروع به نقل مکان به آنجا نمودند. درپی آن، مدارس از دانشآموزان، انباشته شدند. بنابراین، جولی فکر کرد که راهاندازی یک فروشگاه لباس برای دانشآموزان و دانشجویان میتواند کسب و کاری سودمند و مهیج باشد. لباسهایی که طراحی میکرد، هم برای دختران و هم برای پسران مناسب بود.
او در ماه آگوست و قبل از بازگشایی مدارس، بوتیکی با نام «شارپ لوک» باز کرد و یک کارگر تمام وقت گرفت. در دو ماه اول، مردم زیادی از فروشگاه دیدن میکردند که احتمالا به خاطر تبلیغات شدید او در روزنامهی محلی بود.
پس از یک سال، درحالیکه فرمهای مالیاتی جولی نشان میداد که سود کمی بهدست آمده است اما او دیگر پولی برای پرداخت حقوق کارگرانش نداشت و همچنین در پرداخت قسط وام بانک نیز دچار مشکل شده بود. کارگرانش هم پس از مدت کوتاهی به این علت که او در زمان معرفی کالا به مشتری در کارشان دخالت میکرد، او را ترک کردند. جولی به این علت این کار را انجام میداد که میخواست مطمئن شود از اینکه مشتریان اطلاعات درست را دریافت میکنند.
حسابدارش به او گفت که باید از مزیت منافع مالیاتی ارائه شده توسط دولت استفاده کند اما او هیچ تمایلی برای انجام این کار نداشت چون نمیتوانست این مسئله را درک کند. او همچنین متوجه شد که نیمی از کالاهای موجودش، عوام پسند نیست.
با پاسخ دادن به سوالات زیر، موقعیت دشواری را که جولی در آن قرار دارد، تجزیه و تحلیل کنید:
1- جولی در اولین سال راهاندازی کسب و کارش چه اقدامات مثبت و با ارزشی انجام داد؟
2- جولی در کسب وکارش با چه مشکلاتی مواجه می باشد؟
3- اقتصاددانان « سرمایه انسانی » را بهعنوان « توان تولیدی بشر » توصیف میکنند. توان تولیدی یک شرکت را میتوان با آموزش بیشتر کارکنان آن بهبود بخشید. سرمایه انسانی را میتوان به روشهای مختلفی نظیر آموزش در حین کار، کارآموزی، مشاوره از دیگران، مطالعهی ادبیات یا گفتگو درباره موضوع مورد نظر با دیگران، توسعه داد. تجربههای آموزشی که برای بهتر اداره شدن مغازه Sharp lookلازم است، بیان کنید.
4- آیا این آموزش تکمیلی برای شرکت، یک هزینه محسوب میشود؟ اگر چنین است، چگونه؟
5- چگونه میتوان گفت که سرمایهگذاری در زمینه آموزش، این ارزش را دارد که زمان و پول در آن صرف شود؟
6- به نظر میرسد که جولی بسیاری از خصوصیات مورد نیاز یک کارآفرین نظیر خلاقیت، هوش، سخت کوشی، پرانرژی و رئیس خود بودن را داراست. آیا خصوصیات ذکر شده تمام آن چیزیست که یک کارآفرین موفق لازم دارد؟
در مهد کودک های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.
در مهد کودک های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلي، بعد 10 نفر روی 7 صندلي و همینطور تا آخر.
حالا به نظر شما، ما در ایران و آنها در ژاپن چه نتایجی از این بازی ها می گیریم.
به نظر شما، نگاه درس بین چیست.
در همین راستا، از کوه چه درس هایی را می توان برای زندگی گرفت.
به نظر شما 4 نقطه قوت و 4 نقطه ضعف شما در چیست.
برنامه ریزی شما برای کم کردن یا از بین بردن نقاط ضعفتان چیست.
به نظر شما، بین کلاس کارآفرینی که با هم گذراندیم و جاده ابریشم چه شباهت هایی وجود داشت.
کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومترو 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.
رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند. اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند. در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند. اما...
بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آکواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود.
20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد. خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود! جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.
بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.

40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند. شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.
آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود. او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.
او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درک نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم.
"حالا آیا یادتان هست كه نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه كسی بود؟
آری، " یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غالب می آید"
هرگز تسلیم نشو

این هم تصویر واقعیش تا یاد بگیریم که هرگز نباید تسلیم شد

یکی بود یکی نبود، در سرزمینی دور جوانی زندگی میکرد که به کیفیت عشق میورزید، او بیژن بود که دیروز بود و امروز نیست. اما یادش همیشه هست.
وبلن جامعهشناس، اقتصاددان و منتقد اجتماعی امریکایی میگوید:
درک هر دانشمندی از واقعیت دنیای پیرامون خود به جهتگیری و زمینه فلسفی و ذهنی او بستگی دارد.
وبلن میگوید افراد از دو راه میتوانند موقعیت مالی و پولی خود را نشان دهند:
الف) اوقات فراغت تظاهری: که مختص شرایطی است که افراد همدیگر را بهتر میشناسند.
ب) مصرف تظاهری: و این شرایط مربوط به شهرهای بزرگ است که افراد شناخت کامل و دقیقی از هم ندارند.
و اما بیژن فرصتیاب بزرگ شناخت طبقات مرفه، متولد سال ۱۹۴۴ در تهران که در سوئیس – ایتالیا و سپس امریکا تحصیل کرد از یک خانواده پولدار که به قول خودش فرهنگ پولسازی و پولآفرینی در آن خانواده نهادینه شده بود، بدنیا آمد.
و به جایی رسید که برنده جوایز برترینهای جهان در عرصه عطر و ادکلن و مد و لباس برای طبقات مرفه شد.
در این نوشته میخواهم به چند عامل از عوامل موفقیت بیژن که بزرگترین و ثروتمندترین شرکت عطرسازی دنیا را بنیان گذاشت بپردازم.

۱- پی بردن به ذات و شناخت دقیق از بینش خویش:
بیژن پاکزاد شناخت دقیقی از خویش داشت و جوهره وجودی خویش را درک کرده بود، او به این پی برده بود که فردی با قدرت ارتباطات بالا با انسانهای معروف است و در این مسیر گام برداشت. او انسانی برونگرا – فعال و از تیپهای حرکتی بود.
۲- سرمایهگذاری روی دانایی خویش:
بیژن فقط به ذات و جوهره خویش بسنده نکرد بلکه با تحصیل در رشتههای فنی مورد نیاز کسبوکار خویش نظیر شیمی و سپس تحصیل در رشته بازاریابی برای پی بردن به رمز و راز شناسایی، شناساندن و کسب رضایت در طبقه مخاطبان هدف خویش در راستای عالم بودن خویش گامهای محکمی برداشت. او هیچگاه از یادگیری دست برنداشت و فقط به تحصیلات آکادمیک اکتفا نکرد و یادگیری او از دانشگاه بازار ، دائمی بود.
۳- نقش خانواده:
بیژن اذعان میدارد که از خانوادهای مرفه (پدر و مادر) برخوردار بوده است اما میگوید بیشتر از آنکه ثروت خانواده در موفقیت من نقش داشته باشد من از آنها خلاقیت و نوآوری را آموختم و این نشان از درک بالای والدین او از نهادینه کردن نبوغ به معنای دیدن روابط نامشهود بین پدیدهها ، در وجود فرزند خویش است. بیژن میگوید من از خانواده، فرهنگ پولسازی و پولآفرینی را آموختم.
۴- داشتن اهداف بزرگ:
بیژن اهداف بزرگی در سر داشت و به اهداف کوچک و متوسط راضی نبود، او میدانست که راز خوشبختی در کمالطلبی، وفاداری به هدف، سختکوشی – پشتکار و نهراسیدن از شکست است. علیرغم اینکه از جوایز متعددی در عرصه بینالمللی بهرهمند شده بود ولی تا آخرین لحظه دست از آفرینش و پیشرفت برنداشت.
۵- شم اقتصادی بالا:
ذات و جوهره درکنار تحصیل در رشته بازاریابی، شم اقتصادی بالایی را در بیژن بهوجود آورده بود، او به جایی رسیده که از واژه ثروت با احترام یاد میکند و میداند که این سرمایهگذاران هستند که زمینه اشتغال و توسعهیافتگی جوامع را سبب میشوند.
۶- دوست داشتن خویش:
اگر انسان خودش را دوست نداشته باشد، قطعاً نمیتواند دیگران را دوست داشته باشد، در مصاحبههای بیژن حس دوست داشتن خویش که با از خود راضی بودن (به معنای منفی) بسیار متفاوت است را به خوبی میبینیم. بیژن بخوبی میدانست که انسانهای از خود راضی (به معنای مثبت) انسانهای شادی خواهند بود و اینها هستند که میتوانند دیگران را شاد کنند، او برای اینکه مشتریان شادی داشته باشد، هیچگاه از شادی خویش فروگذار نکرد.
۷- اهمیت به تحقیقات بازاریابی:
بیژن میگوید وقتی میخواستم عطر مردانهای بیافرینم که متفاوت باشد، سالهای زیادی وقت صرف کردم و با مخاطبان هدف بسیاری مصاحبه کردم و نهایتاً موفق شدم عطری بسازم که جایزه اسکار نیویورک را دریافت کند.
پس میبینیم که بیژن حدسیات سازمان نیافته خود را بهجای تحقیقات سازمان یافته از بازار نگذاشته است و با تحقیقات بازاریابی ریسک تصمیمگیری خود را به نحو چشمگیری پایین آورده است و توانسته است با تکیه بر تحقیقات بازاریابی محصولاتی متمایز بیافریند.
۸- اهمیت به کیفیت:
اهمیت به کیفیت آنقدر در تفکرات بیژن به عنوان اصل پایه و اساسی در نیازهای مشتریان مهم شده است که یکی از تبلیغات او چنین است. “یکی بود، یکی نبود، در سرزمین دور جوانی زندگی میکرد که به کیفیت عشق میورزید.”
او پارچههای لباسهای مشتریانش را با دقت و وسواس زیادی انتخاب میکرد و اول خودش آنها را امتحان میکرد و وقتی از همه ابعاد کیفیت آنها مطمئن میشد آنگاه برای مشتریانش اقدام میکرد.
۹- اهمیت به مدیریت ارتباط با مشتریان:
مشتری برای او از اهمیت خاصی برخوردار بود چون میدانست که ولی نعمت اوست. بیژن تک تک مشتریانش را به نام میشناخت و هدف او شناختن مشتری و توقعات او بود. او به تفاوت بین مشتریان خویش احترام میگذاشت و محصولات متناسب با میل و خواست و موقعیت آنها طراحی میکرد. و اگر مشتری میخواست که بیژن به منزل یا محل کار او برود این بیژن بود که قبول میکرد.
۱۰- عشق به کار:
انسانهای موفق کار نمیکنند که درآمد داشته باشند تا زندگی کنند بلکه، کار میکنند که زندگی با لذت داشته باشند بیژن میگوید من به کار کردن هفت روز هفته نیاز ندارم. اما این کار را انجام میدهم چون به کارم عشق میورزم.
۱۱- تعیین بازار هدف:
بازار هدف اصلی بیژن همان طبقات مرفه بودند که وبلن نظریه مصرف نمایشی را برای آنان مطرح میکند هرچند بیژن پاکزاد برای طبقات متوسط نیز محصولاتی طراحی کرده بود اما تمرکز او بر طبقات مرفه بود او آنها را بخوبی هدف گرفته بود و در راستای رضایت مشتریانش اقدام میکرد.
۱۲- او عالم عامل عاشق بود:
بیژن به معنای واقعی کلمه عالم عامل عاشق بود او هیچگاه از یادگیری دست برنداشت. او اهل عمل بود و با اینکه در ثروت شناور بود همیشه در اکثر اوقات کار کرد و چنان عاشقانه خلاقیت خویش را بهکار میگرفت که محصولات منحصر به فردی میآفرید. او فرصتیاب بزرگی بود که فقط برای پول کار نکرد. او هیچگاه تنپروری و تنبلی را پیشه خود نساخت، بیژن رمز موفقیت خویش را در مطالعه – تأمل و شکار فرصتهای طلایی میدانست. او عاشق گفتگو بود و میخواست که همیشه انسانی متفاوت باشد و به کیفیت، زیبایی و سادگی عشق میورزید.
شاید او را بتوان از منظری نقد و بررسی کرد اما کدام یک از ما دارای نقاط ضعف نیستیم و خللی در زندگی نداریم.
(منبع : وبلاگ شخصی آقای دکتر پرویز درگی)
|
ردیف |
موضوع تحقیق دوم |
نام دانشجو |
|
1 |
تجربه های موفق کارآفرینان زن |
رقیه یحیی زاده |
|
2 |
نگاهی اجمالی به موقعیت کسب و کار زنان در ایران |
فاطمه مبارکیان |
|
3 |
نقش خانواده در توسعه کارآفرینی زنان ایرانی |
هاجر میرزایی |
|
4 |
زنان و مدیریت |
فاطمه باقری |
|
5 |
تفاوت سبک های رهبری زنان و مردان |
صبا امرادی |
|
6 |
مسائل اشتغال و کارآفرینی زنان در ایران |
معصومه صفری |
|
7 |
نظر اسلام در مورد اشتغال و تحصیل زنان چیست؟ |
ایران عالی |
|
8 |
اشتغال چه تاثیری بر عملکرد زن و روحیات او دارد؟ |
فرشته قاسم نژاد |
|
9 |
کارآفرینی زنان و چالش های پیش رو |
فهیمه زریون |
|
10 |
بانوان کارآفرین |
بهاره رمضانپور |
|
11 |
ایده های کارآفرینانه در کسب و کار زنان |
معصومه گرایلی |
|
12 |
آیا جنسیت در کارآفرینی تاثیر دارد؟ |
مهین زمانیان |
|
13 |
آیا می شود قدرت را به دست زنان سپرد |
آتنا طالبی |
|
14 |
تأثیر کار زنان بر زندگی خانوادگی |
معصومه میر آب |
|
15 |
بررسی دلایل بروز اختلالات روحی در زنان شاغل |
مرحمت خلیلی |
|
16 |
چگونه در محل کار، ابتکار عمل نشان دهیم |
سید محسن حسینی |
|
17 |
شیوه های تغییر رفتار |
محمد اکبری |
|
18 |
اشتباهات شغلی |
مصطفی خوش نظر |
|
19 |
پنج راه برای رونق دادن به کارتان پس از اخراج شدن |
فرشته نصری |
|
20 |
صبر و حوصله، مهمترین ارکان موفقیت شغلی |
مرضیه اعظمی |
|
21 |
ده توصیه برای بهبود مستمر |
مهدیه بهرامیان |
|
22 |
نکته های عملی و کاربردی برای مدیریت شروع یک تجارت موفق |
مریم اسماعیلی |
|
23 |
هشت استراتژی برای اینکه همانند یک نابغه فکر کنید |
سارا ثمالی |
|
24 |
ده راه برای اینکه از شغل خود لذت ببریم |
مهدیه قربانپور |
|
25 |
چگونگی انتخاب هدف و تلاش برای رسیدن به آرزوها |
نرگس رحمانی |
|
26 |
هوش هیجانی ابزاری نوین در مدیریت بازار |
فرشته بزرگ نژاد |
|
27 |
عناصر تصمیم گیری در انتخاب شغل |
سیده فاطمه آملی |
|
28 |
دلسردی از کار و چند راه حل |
زهرا کاشانی پور |
|
29 |
هدف گذاری |
معصومه میرعرب |
|
30 |
شیوه های کاهش هیجان در محیط کار |
آسیه زاهدیان |
|
31 |
چگونه بر استرس در محیط کار غلبه کنیم؟ |
مهدیه یعقوبی |
|
32 |
آیا از شغل خود راضی هستید؟ |
مژگان واقعه |
|
33 |
پنج خصوصیت اخلاقی افراد پر درآمد |
سیده صغری جعفری |
|
34 |
چگونه از ديگران انتقاد كنيم؟ |
حمیدرضا یزدانی |
|
35 |
اعتماد به نفس چیست؟ چگونه آن را افزایش دهیم؟ |
رقیه رعیتی |
|
36 |
مدیریت نگرش |
حلیمه سلیمانی مقدم |
|
37 |
چگونه با تقویت فنون برقراری ارتباط به پیشرفت خود کمک کنیم؟ |
زینب یخکشی |
|
38 |
هوش تجاری برای مدیران |
زهرا شیرزادی |
|
39 |
چطور روحیه کاری را بالا ببریم؟ |
شعبان دهقان |
|
40 |
ده توصیه مدیریتی از یک کارآفرین موفق |
ربابه رستمی |
|
41 |
مدیریت ارتباط با مشتری |
زهره زمانی |
|
42 |
تفاوت کارآفرین و کاسب |
محمود علی نژاد |
|
43 |
مهمترین ویژگی های رهبری کارآفرین |
مرتضی علیزاده |
|
44 |
اصول مدیریتی کایزن |
ساناز جهانگیری |
|
45 |
ده سئوال کلیدی برای استخدام |
حسینعلی صفری |
|
46 |
نکات اساسی برای شروع یک کسب و کار موفق |
سکینه قربانعلی پور |
|
47 |
ایجاد یک نام تجاری سر زنده |
شهلا بخشی |
|
48 |
دوازده علامت برای فرا رسیدن زمان تغییر شغل |
ابراهیم بردی |
|
49 |
هفت درس از فرهنگ تجارت ژاپنی ها |
مبینا شهریاری |
|
50 |
ده نکته برای انتخاب یک کسب و کار خانگی |
مریم محمدی |
|
51 |
تفاوت کارآفرینان موفق و ناموفق |
منصوره امیری |
|
52 |
چهار کلید موفقیت در کسب و کار خانوادگی |
شهین صادقیان |
|
53 |
پنج مهارت کسب و کار آینده ساز |
فهیمه ولی زاده |
|
54 |
اندیشه کسب و کار |
کلثوم محمدی |
|
55 |
مکانی مناسب برای کسب و کار |
فریبا خلیلی |
|
56 |
هنر بازاریابی تلفنی |
فاطمه ستوده فر |
|
57 |
رازهای پیدا کردن مشتری |
ابوالفضل بلبلی |
|
58 |
ده فرمان بازاریابی |
فاطمه بدرود |
|
59 |
هفت قانون طلایی مذاکرات فروش |
فرشته طالبی |
|
60 |
کسب و کارتان چه رنگی است؟ |
فریده عزیزی |
|
61 |
آیا می خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟ |
فریبا خلیلی |
|
62 |
10 درس مهم تجارت اینترنتی |
ذوالفقار حیدری |
|
63 |
پنج توصیه ثروتمندترین مرد جهان(بیل گیتس) برای موفقیت در کسب و کار |
میررمضان محمدی |
|
64 |
دور کاری |
مریم رجبی |
|
65 |
پانزده موردی که آرزو داریم اختراع شوند |
کلثوم محمدی |
دانشجویان گرامی لطفا تحقیق مربوطه، به نشانی صندوق الکترونیکی
Ghorbani_uast@yahoo.com
تا روز پنج شنبه مورخ ۲۸ آپریل ۲۰۱۱ برابر با ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ارسال (ایمیل) شود.
در عنوان ایمیل(subject) ، نام خود و موضوع تحقیق را درج نمایید.
از جلسه آینده آمادگی ارائه خلاصه مقاله خود را حداکثر در ۵ دقیقه به شکل کنفرانس داشته باشید.
چنانچه برای خود وبلاگ بسازید و نشانی آنرا ایمیل بزنید، امتیاز ویژه ای دریافت می نمایید.
در صورت هر گونه ابهام نیز می توانید از طریق همین نشانی، طرح موضوع نمایید.
با تشکر و روزگارتان شاد
پادشاهی از وزیرش خداپرستش پرسید: بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه میپوشد و چه کار می کند؟ اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی. وزیر سر در گریبان به خانه رفت. وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟ و او حکایت بازگو کرد. غلام خندید و گفت: ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد! وزیر با تعجب گفت : یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو؛ اول آنکه خدا چه میخورد؟ غم بندگانش را، که می فرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را برمی گزینید؟- آفرین غلام دانا- خدا چه میپوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را- مرحبا ای غلام- .
وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد ولی باز در سوال سوم درماند، رخصتی گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومین را پرسید. غلام گفت : برای سومین پاسخ باید کاری کنی. چه کاری ؟ ردای وزارت را بر من بپوشانی، و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم. وزیر که چاره ای دیگر ندید قبول کرد و با آن حال به دربار حاضر شدند. پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر ای چه حالیست تو را؟ و غلام آنگاه پاسخ داد که این همان کار خداست ای شاه که وزیری را در خلعت غلام و غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید. پادشاه از درایت غلام خوشنود شد و بسیار پاداشش داد و او را وزیر دست راست خود کرد...
روش هاي گوناگون و سازگاري براي درک و توصيف رخدادها در محيط و بازار کسب و کار وجود دارد. ديدگاههاي متفاوت مي تواند به عنوان اساسي براي شکل گيري ايده ها و مقاصد گوناگون مورد استفاده قرار گيرد. همان ايده هائي که گاه به موفقيت هاي بيشتر مي انجامد. زيرا مشاهدات جديد مي تواند نحوه درک ما را از محيط يا کسب و کار تغيير دهد و اين تغيير مي تواند منجر به اقدامات تازه اي گردد.
اين نکته شبيه نگاه کردن به درون منشور است. يک تغيير و حرکت کوچک مي تواند تمامي تصوير را تغيير دهد و چيز جديدي را آشکار سازد، زيباتر و هيجان انگيزتر از آنچه قبل از تغيير بوده است.
نتيجه: سعي کنيد براي اخذ تصميم از نقطه نظرات گوناگون بهره مند شويد زيرا همان موارد به ظاهر کوچک و کم اهميت از ديد ما، گاه مي توانند تاثير قابل توجهي در نتيجه تصميم داشته باشند.
|
ردیف |
موضوع تحقیق دوم |
نام دانشجو |
|
1 |
هفت درس از فرهنگ تجارت ژاپنی ها |
سید مصطفی اسدی راد |
|
2 |
نکته های عملی و کاربردی برای مدیریت شروع یک تجارت موفق |
عباس اسعدی |
|
3 |
هشت استراتژی برای اینکه همانند یک نابغه فکر کنید |
میثم الطافی |
|
4 |
ده راه برای اینکه از شغل خود لذت ببریم |
سمیرا الیاسی |
|
5 |
چگونگی انتخاب هدف و تلاش برای رسیدن به آرزوها |
قاسم جعفری ورکی |
|
6 |
هوش هیجانی ابزاری نوین در مدیریت بازار |
سید مصطفی رمضانیان |
|
7 |
عناصر تصمیم گیری در انتخاب شغل |
کمال سلیمانی |
|
8 |
دلسردی از کار و چند راه حل |
سید رضا سید خندان |
|
9 |
هدف گذاری |
امیر حسین صلواتی |
|
10 |
شیوه های کاهش هیجان در محیط کار |
زهره عرب |
|
11 |
چگونه بر استرس در محیط کار غلبه کنیم؟ |
حسین علومی |
|
12 |
آیا از شغل خود راضی هستید؟ |
مهرداد کاظمی |
|
13 |
پنج خصوصیت اخلاقی افراد پر درآمد |
محمد کلبادی نژاد |
|
14 |
چگونه از ديگران انتقاد كنيم؟ |
سیده کلثوم مختاباد |
|
15 |
اعتماد به نفس چیست؟ چگونه آن را افزایش دهیم؟ |
فرزانه مهدوی |
|
16 |
مدیریت نگرش |
خدیجه محمد دخت |
|
17 |
چگونه با تقویت فنون برقراری ارتباط به پیشرفت خود کمک کنیم؟ |
حامد دوستدار |
|
18 |
هوش تجاری برای مدیران |
یاسر ذبیحی |
|
19 |
چطور روحیه کاری را بالا ببریم؟ |
حسن شعبانی |
|
20 |
ده توصیه مدیریتی از یک کارآفرین موفق |
قهرمان صفاری |
|
21 |
مدیریت ارتباط با مشتری |
میثم مرادیان |
|
22 |
تفاوت کارآفرین و کاسب |
بهروز ملکی |
|
23 |
مهمترین ویژگی های رهبری کارآفرین |
علی اصغر مهمان نواز |
|
24 |
اصول مدیریتی کایزن |
سمانه نظری |
|
25 |
ده سئوال کلیدی برای استخدام |
سید محمد مظلومی |
|
26 |
نکات اساسی برای شروع یک کسب و کار موفق |
خدیجه رعیت نژاد |
|
27 |
ایجاد یک نام تجاری سر زنده |
|
|
28 |
دوازده علامت برای فرا رسیدن زمان تغییر شغل |
|
دانشجویان گرامی لطفا تحقیق مربوطه، به نشانی صندوق الکترونیکی
Ghorbani_uast@yahoo.com
تا روز سه شنبه مورخ ۲۶ آپریل ۲۰۱۱ برابر با ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ارسال (ایمیل) شود.
در عنوان ایمیل(subject) ، نام خود و موضوع تحقیق را درج نمایید.
از جلسه آینده آمادگی ارائه خلاصه مقاله خود را حداکثر در ۵ دقیقه به شکل کنفرانس داشته باشید.
چنانچه برای خود وبلاگ بسازید و نشانی آنرا ایمیل بزنید، امتیاز ویژه ای دریافت می نمایید.
در صورت هر گونه ابهام نیز می توانید از طریق همین نشانی، طرح موضوع نمایید.
با تشکر و روزگارتان شاد

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،رختخواب خرید ولی خواب نه،ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه،می توان کتاب خرید ولی دانش نه،دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه...
|
ردیف |
موضوع تحقیق |
نام دانشجو |
نام دانشجو |
|
1 |
تعریف خلاقیت |
کبری کهن جویباری |
رقیه یحیی زاده |
|
2 |
تعریف نوآوری |
سید محسن حسینی |
فاطمه مبارکیان |
|
3 |
تفاوت خلاقیت و نوآوری |
محمد اکبری |
هاجر میرزایی |
|
4 |
موانع خلاقیت |
مصطفی خوش نظر |
فاطمه باقری |
|
5 |
موانع نوآوری |
فرشته نصری |
صبا امرادی |
|
6 |
چهل اصل تریز |
مرضیه اعظمی |
معصومه صفری |
|
7 |
تکنیک طوفان ذهنی |
مهدیه بهرامیان |
فاضل فرجی بیشه |
|
8 |
تکنیک چرا |
مریم اسماعیلی |
فرشته قاسم نژاد |
|
9 |
تکنیک توهم خلاق |
سارا ثمالی |
فهیمه زریون |
|
10 |
تکنیک PMI |
مهدیه قربانپور |
بهاره رمضانپور |
|
11 |
تکنیک DOIT |
نرگس رحمانی |
معصومه گراییلی |
|
12 |
تکنیک شکوفه نیلوفر آبی |
فرشته بزرگ نژاد |
مهین زمانیان |
|
13 |
تکنیک چه می شود اگر |
سیده فاطمه آملی |
آتنا طالبی |
|
14 |
تکنیک درهم شکستن مفروضات |
زهرا کاشانی پور |
مینا رستگار |
|
15 |
تکنیک تجزیه و تحلیل مرفولوژیک |
معصومه میرعرب |
مبینا شهریاری |
|
16 |
تکنیک دلفی |
آسیه زاهدیان |
مریم محمدی |
|
17 |
تکنیک بازگشت به مشتری |
مهدیه یعقوبی |
منصوره امیری |
|
18 |
تکنیک استخوان ماهی |
مژگان واقعه |
شهین صادقیان |
|
19 |
تکنیک گروه اسمی |
سیده صغری جعفری |
فهیمه ولی زاده |
|
20 |
تجارت الکترونیک |
حمیدرضا یزدانی |
کلثوم محمدی |
|
21 |
تاریخچه شرکت سونی |
رقیه رعیت سلیمی |
فریبا خلیلی |
|
22 |
تاریخچه شرکت سامسونگ |
حلیمه سلیمانی مقدم |
فاطمه ستوده فر |
|
23 |
تاریخچه شرکت نوکیا |
زینب یخکشی |
سوگند شوبی |
|
24 |
تاریخچه شرکت ال جی |
زهرا شیرزادی |
فاطمه بدرود |
|
25 |
تاریخچه شرکت تویوتا |
شعبان دهقان |
فرشته طالبی |
|
26 |
تاریخچه شرکت دوو |
ربابه رستمی |
|
|
27 |
تاریخچه شرکت سونی اریکسون |
زهره زمانی |
|
|
28 |
تاریخچه شرکت شارپ |
محمود علی نژاد |
|
|
29 |
تاریخچه شرکت ایران خودرو |
مرتضی علیزاده |
|
|
30 |
تاریخچه شرکت مایکروسافت |
ساناز جهانگیری |
|
|
31 |
تاریخچه شرکت اینترنتی گوگل |
حسینعلی صفری |
|
|
32 |
تاریخچه شرکت اینترنتی آمازون |
سکینه قربانعلی پور |
|
|
33 |
تاریخچه شرکت اینترنتی یاهو |
شهلا بخشی |
|
|
34 |
تاریخچه شرکت کاله |
ابراهیم بردی |
|
دانشجویان گرامی لطفا تحقیق مربوطه، به نشانی صندوق الکترونیکی
Ghorbani_uast@yahoo.com
تا تاریخ پنج شنبه ۱۰ مارچ 2011 ارسال (ایمیل) شود.
در عنوان ایمیل(subject) ، نام خود و موضوع تحقیق را درج کنید
در صورت امکان، تحقیق خود را به شکل خلاصه، حتی در حد یک جمله یا پاراگراف ارائه نمایید.
سایر دانشجویان نیز می توانند جهت دریافت موضوع تحقیق، درخواست خود را ایمیل بزنند.
در صورت هر گونه ابهام نیز می توانید از طریق همین نشانی، طرح موضوع نمایید.
با تشکر و روزگارتان شاد


